سیل اشکم رو یه عمریه که من ، از همه پنهون کردمدل ویرون شده رو سوزوندم و ، دوباره ویرون کردممردم و زنده کردم ، تا که رو قلبم پا گذاشتماز دل دیوونه ام ، مهرتو بیرون کردممن برم یا که تو بری ، فرقی به حالمون ندارهعشق با ترحّمم ، ره به خیالمون ندارهمن که هستیم رو به تو ، یکسره باختممی دونستم که فریبم میدی امّا ، با تو ساختمبه کنارم بودی امّا همیشه ، فاصله داشتیموقتی از کی غم ناباوری اومد ، به سراغممن برم یا که تو بری ، فرقی به حالمون ندارهعشق با ترحّمم ، ره به خیالمون ندارهگذر ابر بهار ، طاقت پاییز رو ندارهدل آسوده خیال ، نقش غم انگیز رو ندارهآبشاری که روان م
برچسب:
نویسنده: مهراد محمدپور
تاريخ: پنجشنبه
28 مرداد
1400 ساعت: 4:18